محمد تقي المجلسي ( الأول )

122

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

حضرت هلاك شود و چون هر وقت كه چنين حوادث معنويه واقع مىشد علاج آن را حضرت امير المؤمنين صلوات الله عليه مىكردند شخصى از صحابه خود را به حضرت امير المؤمنين رسانيد و گفت يا على درياب حضرت را كه هر گز چنين حالتى آن حضرت را دست نداد پس حضرت امير المؤمنين خود را رسانيدند و از پشت سر حضرت را در برگرفتند و ميان هر دو دوش آن حضرت را بوسيدند پس گفتند يا نبى الله پدر و مادرم فداى تو باد امروز چه چيز حادث شد پس حضرت فرمودند كه جبرئيل آمد و اين آيه را آورد بر من خواند كه جهنم را در صحراى محشر خواهند آورد ابو سعيد گفت كه من گفتم چگونه جهنم را مىآورند حضرت فرمودند كه هفتاد هزار مهار دارد و هفتاد هزار فرشته هر يك مهارى را مىكشند پس چنان محشر را بر هم زند كه اگر او را بگذارند اهل محشر را بسوزاند پس من متوجه جهنم شوم جهنم گويد كه يا محمد مرا با تو چكار است زيرا كه حق سبحانه و تعالى گوشت ترا بر من حرام گردانيده است پس در آن حالت همه كس نفسى نفسى گويند و محمد گويد امتى امتى و آوردن جهنم ممكن است كه شعبه از شعبه هاى او باشد يا شعله از شعلها يا زبانه از زبانها باشد و مجموع نيز ممكن است چون زمين را مبدل مىسازند به زمين ديگر پس ممكن است كه آن مقدار فراخ سازند آن را كه گنجايش جهنم داشته باشد با آن كه جهنم بسيار تنگ خواهد بود و همه را مانند هيمه در ميان آن در خواهند آورد اعاذنا الله و ساير المؤمنين منها پس هر مؤمنى كه در ساعت زوال در سجود يا ركوع يا قيام باشد به آن كه تهيّه نماز را پيش از پيشين كرده باشد كه اول ظهر مشغول نافله شود يا آن كه تا دو قدم از ساعت هفتم است و دو قدم بعد از آن ساعت هشتم است و اين چهار قدم را نيز ساعت زوال مىگويند چون نماز ظهر و نوافلش در آن واقع مىشود البته حق سبحانه و تعالى آتش دوزخ را